بدرفتاری کودک و لجبازی از چالشهای رایجی است که بسیاری از والدین در مسیر تربیت فرزند با آن روبهرو میشوند. این رفتارها معمولاً نشانهی «بد بودن» کودک نیست، بلکه راهی برای بیان احساسات، نیازها یا ناتوانی او در مدیریت هیجانهاست. کودکان، بهویژه در سنین پایین، هنوز مهارتهای لازم برای گفتن خواستهها و کنترل خشم یا ناامیدی خود را نیاموختهاند و لجبازی میتواند واکنشی طبیعی به این ناتوانی باشد. در چنین شرایطی، دریافت راهنمایی از متخصصان روانشناسی کودک در کلینیک تخصصی کودکان در غرب تهران میتواند به والدین کمک کند تا با شناخت دلایل بدرفتاری و برخورد آگاهانه و آرام، بهجای تنبیه یا واکنشهای هیجانی، مسیر درستتری برای آموزش، همدلی و اصلاح رفتار کودک انتخاب کنند.
سن لجبازی کودک
بد رفتاری کودک رفتاری طبیعی و مرتبط با مراحل رشد اوست و در سنین مختلف، شکل و شدت متفاوتی دارد. بسیاری از والدین با مشاهدهی مخالفت، اصرار یا مقاومت کودک نگران میشوند، در حالی که این رفتارها در بیشتر موارد بخشی از روند طبیعی رشد و تلاش کودک برای شناخت خود و محیط اطراف است.
لجبازی در سن ۲ تا ۳ سالگی
از حدود دو سالگی، کودک بهتدریج متوجه میشود فردی جدا از والدین است و میتواند نظر و خواستهی مستقل داشته باشد. در این سن، گفتن مکرر «نه»، مقاومت در برابر دستورها و قشقرق رفتاری رایج است. کودک هنوز توانایی کنترل احساسات خود را ندارد و لجبازی را بهعنوان راهی برای ابراز استقلال و نارضایتی به کار میبرد.
لجبازی در سن ۳ تا ۶ سالگی
در این دوره، لجبازی کودک هدفمندتر میشود. کودک بهتر صحبت میکند و میکوشد با اصرار یا چانهزنی به خواستههایش برسد. او حد و مرزهای والدین را امتحان میکند تا ببیند کجا میتواند تصمیم بگیرد و کجا باید تبعیت کند. اگر قوانین شفاف و برخورد والدین ثابت نباشد، لجبازی در این سن تشدید میشود.
لجبازی در سن ۶ تا ۹ سالگی
با ورود به مدرسه، کودک منطقیتر فکر میکند و لجبازی بیشتر به شکل بحث و دلیل آوردن دیده میشود. در این سن، کودک به عدالت و احترام حساس است و اگر احساس کند نادیده گرفته شده یا با او ناعادلانه رفتار میشود، مقاومت نشان میدهد. لجبازی در این مرحله اغلب نشانهی رشد شناختی و نیاز به درک شدن است.
دلایل لجبازی و بد رفتاری کودک
لجبازی و بدرفتاری کودک پدیدهای چندبُعدی است و معمولاً حاصل یک عامل ساده یا مقطعی نیست، بلکه مجموعهای از شرایط رشدی، هیجانی، خانوادگی و محیطی در شکلگیری آن نقش دارند. آگاهی والدین از این دلایل، نخستین و مهمترین گام برای برخورد صحیح و مؤثر با این رفتارهاست. در ادامه، مهمترین دلایل لجبازی و بدرفتاری کودک بهصورت کاملتر بررسی میشود:

۱. ناتوانی در مدیریت و بیان احساسات
کودکان، بهویژه در سنین پایین، هنوز مهارت لازم برای شناسایی و بیان احساساتی مانند خشم، ترس، حسادت، ناامیدی یا اضطراب را ندارند. وقتی کودک نمیتواند احساس خود را با کلمات بیان کند، رفتار جایگزین زبان میشود. گریه، قشقرق، پرخاشگری یا لجبازی اغلب نتیجهی همین ناتوانی هیجانی است.
۲. نیاز به استقلال و هویتیابی
در مراحل مختلف رشد، بهخصوص در سنین ۲ تا ۶ سالگی و همچنین دوران نوجوانی، کودک تمایل شدیدی به استقلال و کنترل محیط اطراف خود دارد. گفتن «نه»، مخالفت با خواستهها یا اصرار بر نظر خود، راهی برای ابراز «من بودن» و احساس قدرت است. اگر این نیاز بهدرستی هدایت نشود، میتواند به لجبازی مزمن تبدیل شود.
۳. جلب توجه و احساس دیده شدن
کودکان به توجه والدین نیاز عاطفی جدی دارند. اگر کودک احساس کند فقط زمانی دیده میشود که رفتار نامناسب دارد، ناخودآگاه همان رفتار را تکرار میکند. گاهی مشغلهی زیاد والدین، تولد فرزند جدید یا کاهش زمان باکیفیت باعث میشود کودک برای جلب توجه به بدرفتاری روی بیاورد.
۴. خستگی، گرسنگی و نیازهای جسمی برآوردهنشده
نیازهای جسمی نقش مهمی در لجبازی کودک دارند. کمخوابی، گرسنگی، درد، بیماری یا حتی تحریک بیشازحد (سر و صدای زیاد، شلوغی، استفاده طولانی از صفحهنمایشها) میتواند توان تحمل کودک را کاهش دهد و او را زودتر عصبانی و لجباز کند.
۵. الگوگیری از والدین و محیط اطراف
کودکان بیش از آنکه به حرفهای والدین توجه کنند، رفتار آنها را تقلید میکنند. اگر کودک شاهد عصبانیت، پرخاشگری، بیاحترامی، داد زدن یا لجبازی در خانواده باشد، این رفتارها را طبیعی و قابل تقلید میداند. محیط مهدکودک، مدرسه، تلویزیون و فضای مجازی نیز در شکلگیری رفتار کودک تأثیرگذار است.
۶. نبود قوانین مشخص و ثبات تربیتی
وقتی قوانین خانه شفاف نباشد یا هر بار بسته به شرایط تغییر کند، کودک دچار سردرگمی میشود. همچنین اگر یکی از والدین رفتاری را بپذیرد و دیگری همان رفتار را منع کند، کودک برای رسیدن به خواستهی خود لجبازی را امتحان میکند. نبود ثبات در پیامها و واکنشها، زمینهساز تشدید بدرفتاری است.
۷. شیوههای نادرست تربیتی
تنبیه شدید، تحقیر، مقایسه با دیگران، تهدید یا بیتوجهی افراطی میتواند باعث مقاومت، خشم پنهان و بد رفتاری کودک شود. کودک در چنین شرایطی بهجای یادگیری رفتار درست، وارد جنگ قدرت با والدین میشود.
۸. تغییرات و فشارهای روانی زندگی
اتفاقات مهم مانند تولد خواهر یا برادر، طلاق یا اختلاف والدین، مهاجرت، تغییر مدرسه یا مهدکودک و حتی از دست دادن یکی از عزیزان، میتواند کودک را دچار اضطراب و ناامنی کند. بدرفتاری در این شرایط اغلب واکنشی به استرس و ناتوانی در سازگاری است.
۹. محدودیتها و «نه» گفتنهای نادرست
اگر کودک بیش از حد محدود شود یا بدون توضیح و همدلی با خواستههایش مخالفت شود، احساس نادیده گرفته شدن میکند. از سوی دیگر، آزادی بیشازحد و نبود چارچوب هم میتواند باعث ناتوانی کودک در پذیرش قانون و افزایش لجبازی شود.
۱۰. ویژگیهای شخصیتی و تفاوتهای فردی
برخی کودکان بهطور طبیعی حساستر، قویارادهتر یا هیجانیتر هستند. این تفاوتها بهمعنای مشکلدار بودن کودک نیست، اما نیازمند شیوهی تربیتی آگاهانهتر و صبورانهتر است.

رفتار درست بدون تنبیه بد رفتاری کودک
برخورد درست با لجبازی و بدرفتاری کودک، بدون استفاده از تنبیه، نیازمند آگاهی، صبر و ثبات در رفتار والدین است. تنبیه نهتنها در بیشتر مواقع باعث اصلاح پایدار رفتار نمیشود، بلکه میتواند احساس ترس، خشم یا لجبازی بیشتر را در کودک تقویت کند. در ادامه، راهکارهای مؤثر، عملی و سالم برای مدیریت این رفتارها ارائه میشود:
۱. حفظ آرامش والدین
اولین و مهمترین قدم، کنترل هیجان خود والدین است. کودک از واکنشهای احساسی شدید تغذیه میکند. فریاد زدن، تهدید یا عصبانیت، رفتار کودک را تشدید میکند. وقتی والدین آرام هستند، کودک نیز سریعتر آرام میشود.
۲. درک پیام پشت رفتار کودک
بهجای تمرکز صرف بر بد رفتاری کودک به این فکر کنید که کودک چه احساسی دارد یا چه نیازی برآورده نشده است. گاهی کودک خسته، گرسنه، ناراحت یا مضطرب است. با گفتن جملاتی مانند: «میدونم ناراحتی چون نمیتونی الان بازی کنی» به او کمک میکنید احساسش را بشناسد و آرام شود.
۳. همدلی همراه با قاطعیت
همدلی بهمعنای تسلیم شدن نیست. میتوان همزمان احساس کودک را پذیرفت و قانون را حفظ کرد: «میفهمم عصبانی هستی، اما زدن قابل قبول نیست.» این روش به کودک یاد میدهد احساساتش مهم است، اما رفتارها حد و مرز دارند.
۴. انتخاب دادن به کودک
دادن حق انتخاب محدود، نیاز کودک به استقلال را پاسخ میدهد و از لجبازی میکاهد: «لباست رو خودت میپوشی یا من کمکت کنم؟» وقتی کودک احساس کنترل داشته باشد، همکاری بیشتری نشان میدهد.
۵. قوانین روشن و ثابت
قوانین خانه باید ساده، قابل فهم و همیشگی باشند. کودک باید بداند چه رفتاری پذیرفته شده و چه رفتاری نه. ثبات در اجرای قوانین، احساس امنیت ایجاد میکند و لجبازی را کاهش میدهد.
۶. پیامد طبیعی و منطقی بهجای تنبیه
بهجای تنبیه لجبازی کودک، از پیامدهای مرتبط با رفتار استفاده کنید: اگر اسباببازیها را پرتاب میکند، برای مدتی اجازه استفاده از آنها را نداشته باشد. پیامد باید آرام، فوری و متناسب باشد، نه همراه با خشم.
۷. تقویت رفتارهای مثبت
رفتار خوب کودک را ببینید و تشویق کنید، حتی اگر کوچک باشد: «خیلی خوب بود که وقتی عصبانی بودی، حرف زدی.» توجه به رفتار مثبت، احتمال تکرار آن را افزایش میدهد.
۸. آموزش مهارتهای هیجانی
کودک باید یاد بگیرد احساساتش را بشناسد و راه درست ابراز آن را بداند. آموزش جملات ساده، نفس عمیق، نقاشی، یا گوشهی آرامش میتواند جایگزین بد رفتاری کودک شود.
۹. پیشگیری بهجای درمان
بسیاری از لجبازیها قابل پیشگیریاند. خواب کافی، تغذیه مناسب، برنامهی منظم و آماده کردن کودک قبل از تغییر فعالیتها (مثلاً قبل از خاموش کردن تلویزیون) تأثیر زیادی دارد.
۱۰. الگوی رفتاری مناسب بودن
کودک از رفتار والدین یاد میگیرد. وقتی والدین در اختلافها آرام حرف میزنند، عذرخواهی میکنند و خشم خود را کنترل میکنند، کودک نیز همین رفتار را میآموزد.
۱۱. نادیده گرفتن هوشمندانه برخی رفتارها
گاهی لجبازی کودک برای جلب توجه است. اگر رفتار خطرناک یا بیاحترامی جدی نیست، بیتوجهی آگاهانه میتواند باعث خاموش شدن رفتار شود. بهمحض رفتار مناسب، توجه و تشویق را برگردانید.
اصلاح رفتار زمانبر است. انتظار تغییر سریع و فوری نداشته باشید. ثبات، تکرار و صبر والدین نقش کلیدی در موفقیت دارد.
سخن پایانی
لجبازی و بد رفتاری کودک، برخلاف تصور رایج، نشانهی نافرمانی یا ضعف تربیتی نیست، بلکه بخشی طبیعی از مسیر رشد و شکلگیری شخصیت اوست. کودک از طریق این رفتارها تلاش میکند احساسات، نیازها و استقلال خود را بیان کند؛ حتی اگر هنوز زبان و مهارت لازم برای این کار را بهدرستی نیاموخته باشد. نقش والدین در این مسیر، نه مقابله و تنبیه، بلکه همراهی آگاهانه، صبورانه و قاطع است.



